
ای بر غریبی تو درود و سلام من شد آخرین جهاد سپاهت به نام من هل من معین تو گفتی و لبیك سهم من یعنی شراب وصل تو باشد به كام من بیهوده خیمه، نغمه ی لالایی ام زنند گهواره نیست در خور شأن ومقام من گر شیرخواره ام اسد الله زاده ام شیر خداست سرور و جدِّ گرام من من آخرین مجاهد نستوه لشگرم باید شود فدای ولایت تمام من یك قطره آب از لب دریای شان محال شد شیر مادرم ز جفاها حرام من من تشنه ی شهادت و مجنون دلبرم مرهون آب كی شود ای قوم جام من؟ دریای آب و حنجر عطشان عجیب نیست این علت شكست شما دوام من می خواستم هدایتتان با عطش كنم دل های سنگتان نشد ای قوم رام من تا حال اگر به لشگر كوفی مجال بود حالا شكست قطعی شان از قیام من قنداقه ام همین كفن و گریه ام رجز این آخرین دفاعم و آخر كلام من تیر سه شعبه بر گلویم می زنی بزن من صید كی شوم، تو بیفتی به دام من باور نداشت دشمن اگر خنده ی مرا پس از گلوی پاره بپرسد مرام من خُمّ غدیر كرببلا را نشان منم تا بر فراز دست حسین است بام من در حرب گاه عشق كه از من بزرگ تر؟ با خون زدم به قلب سپاه، ای امام من حلقم ز تیر حرمله پاشیده شد ز هم در پشت خیمه سخت شود انسجام من