نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اگر چه آدمی با آب، با دریا، بدن شوید ولی در کربلا دیدم ملک با خاک، تن شوید برای بردن نام تو کعبه باز محرم نیست هزاران بار اگر با چشمهی زمزم دهن شوید به قدر دست شستن بین کمال هر شهیدی را نصیبش بوریا گردد اگر دست از کفن شوید به توبه نیست، تطهیر نجاست آب میخواهد خدا با گریه از آلودگی دامان من شوید جوانی مرا بردندو پیری مرا دیدهاند چه میدانستم داغ تو رنگ از موی من شوینده چه شده آن دادهای من؟ چه شد فریادهای من؟ همین باشد جزای ان که دست از خویشتن شوید چهها بر پیراهن رفته؟ چهها بر آن بدن رفته؟ که زهرا چهارده قرن است خون از پیراهن شوید قیامت چون شود قبل از مشرف گشتن؟؟؟ زهرا زمین حشر را آب جبین سینهزن شوید همه دور حسین و بچههایش جمع میگردند ولی پروندهی گریهکنانش را حسن شوید حسین بن علی مانده که قبل از رفت خیمه چگونه خون جاری از این خونین بدن شوید جگرم آب شده از شدت گرما چه کنم روی دستم نکن اینقدر تقلا، چه کنم آب از کافر اگر خواسته بودم، میداد وا نشده این گره حتی به تمنا حسین حسین (۲) کن حلالم اگر آغوش پدر امان نبود سرزده تیر رسید بی محبا گیرم از چشم حرم حلقه تو را پوشاندم تیر بیرون زده از عبا را چه کنم از بدن تجربهی تیر کشیدن دارم من از بدن حسنم تیر کشیدم از بدن تجربهی تیر کشیدن دارم ولی تیر سه شعبه است خدایا حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد