
یقین دارم که از این اشک چیزی قیمتیتر نیست که نرخ اشک روضه کمتر از الماس و گوهر نیست مرا با اشک شیرم داده مادر در عزاخانه چه طعمی بهتر از معجون اشک و شیر مادر نیست نه من، آبا و اجدادم تماماً نسل اندر نسل گدا هستیم و چون آقاتر از آقای بیسر نیست مرا مخلصترم کن تا پسند مادرت باشم که چیری از رضایتمندی صدیقه بهتر نیست حسینیبودنِ ما از دعای مادرش زهراست هر آن کس که حسینی نیست با زهرای اطهر نیست نسیم از پرچمت رد شد، حیات تازهام بخشید دَم عیسی ابن مریم نیز اینسان روحپرور نیست نگو من آمدم روضه، نگو من آمدم هیئت به اینجا آمدن بیدعوت زهرا میسّر نیست من از خدمت به ارباب، سلطانی نصیبم شد کسی که غیر از این دربار نوکر شد، که نوکر نیست نشستم پای منبر یادم آمد خواهرت میگفت بیا از نیزه پایین آبرودار تمام محشر است، پرچم مظلوم دست اصغر است ای عروسِ فاطمه بنت اسد، باز کن قنداقه را این حیدر است حرز یا زهرا به بازویش ببند چون علی راهیِ فتح خیبر است ای علیاصغر علیاصغر علی... پای طومار حسین ابن علی خون این مظلوم مُهر آخر است با سکوتش روی دستان پدر چون رسولالله روی منبر است حرمله کوچکتر از این حرفهاست یکتنه اصغر حریف لشکر است خطبهی مظلوم را تیری شکست تا قیامت چشم آقایم تر است بیهوا با ضربهای خونین شده از مدینه یادگار مادر است گوییا تیر سهشعبه داغ بود ریشهی این ضربه جای دیگر است قبر این ششماهه پشت خیمههاست قبر محسن بین دیوار و در است