
از مقام شاه مظلومان، کسی آگاه نیست زانکه کس آگه ز اسم اعظم الله نیست ای دل ار خواهی خدا بینی برو در کربلا از زمین کربلا تا عرش چندان راه نیست کربلا از محضر زینب تکامل یافته از نسیم چادر زینب بوی گل یافته این بیابان، میزبان دسته دسته گل شده انقدر با کاروان گل نشسته، گل شده کربلا دشت بلا، فرمانروایش زینب است کشتیاش خون خدا و ناخدایش زینب است کربلا خواهی اگر از زینب کبری بگیر چون کلید کربلا در دستهای زینب است او اگر اخمی کند تا عرش طوفان میشود لشگر کوفه ز جنگیدن پشیمان میشود عصمتش را بین کسی عصمت ندیده این چنین عزتش را بین کسی عزت ندیده این چنین مادر گیتی چنین دختر نزاییده هنوز زینب و بیمعجری مادر نزاییده هنوز ******* کار تمام لشگریان زار میشود زینب اگر قدم بگذارد به کارزار حتی حسین تکیه بر این شانه میزند خلقت زنی ندیده بدین گونه استوار پنجاه سال فاطمهی اهل بیت بود زینب چو هست، فاطمه هم هست ماندگار حتی هزار بار بیایند کربلا زینب پی حسین میآید هزار بار ***** چه بلایی قراره سرم بیاد نمیخوام اشک برادرم بیاد چرا باید موقع خیمه زدن صدای ناله مادرم بیاد حاضرم سرم بره، سر تو نه بدنم کبود شه، پیکر تو نه من از این تازیونه ترسی ندارم بزنن ولی برابر تو نه خاک اینجا بوی خون میده حسین آخر کارو نشون میده حسین نمیخوام تا اون کشتهای باشی که زیر سم اسبها جون میده حسین نگاه کن بچهها ترسیدن حسین همهشون تو شک و تردیدن حسین اینها از برگ گل هم نازکترند تا حالا رو خاک نخوابیدن ****** این دَم پیری مرا آواره صحرا نکن (بیا بریم برامون آرزو نشی جلوی چشم دخترات با چکمه پشت و رو نشی) چیکار کنم اسیر نیزهها نشی؟! چیکار کنم دم غروب با نعلها جا به جا نشی؟! ***** حالا که پیاده کردی بارتو حالا که خیمه تو این صحرا زدی امروز و فقط یادت باشه حسین با چه عزت و وقاری اومدی اینها بیحیا و ما پردهنشین روزگار و نگاه، اقبال و نگاه میدونی چشام به چی خیره شده؟! اونطرف گودی گودال ******* بیا بریم، برامون آرزو نشی جلوی چشم دخترات با چکمه پشت و رو نشی ****** بعد پنجاه و چهار سال نذاری من و داغ رفتنت پیر بکنه همه دلواپسیم از اینه که نیزهای تو دهنت.... ******* اگه رو سرت بریزن چه کنم؟! بشه پیکر تو پاره پاره چی؟! زبونم لال، جلو چشم مادرت یکی پیرهنت رو دربیاره تشنه رو باید دو جرعه آب بدن نه که با نیزه بهش جواب بدن پیراهن کهنه به کار کی میاد خواستن آقای ما رو عذاب بدن ******* بیا بریم برامون آرزو نشی جلو چشمای دخترات با چکمه پشت و رو نشی ****** عقیله قسمتش تو این صحرا، توی ماتمت خمیدنه میبینی هر کی اومده اینجا به فکر سر بریدنه چه خنجری برای تو تیز کردن چیکار کنم تنت رو ریز کردن با پیرهنت تیغ و اگه تمیز کردن چه کینهای ازت به دل دارن سوار و تن برات نمیذارن جای کفن، برات داداش حصیر میارن سر تو رو به سادگی نمیبُرن بیا بریم که ذبح تو، به تیغ کهنه نسپرن بیا بریم که از رو تن سرت نره با شمر بد دهن دیگه، اسیری خواهرت نره ****** سه چهار مرتبه با شمر هم کلام شدم ******** بیا و قلبم و بیقرار نکن دنیا رو، رو سر من آوار نکن سخته شش تا برادر داشته باشی شمر بگه چیکار بکن چیکار نکن