
نبین گوشم پاره شده بدون گوشواره نبود (یادش بخیر ام البنین گوشوارمو خریده بود) 2 چشام سیاهی میره و چند روزه که تار میبینم تو رو به روم نشستی اما تو رو هم تار میبینم یه شب میون صحرا افتادم از رو ناقهام از قافله جا مونده بودم زجز اومد سراقم بسه دیگه نمیخوام یادم بیافته اون شب منم برم داره صدام میکنه عمه زینب برو دختر خوش باشی روز و شبا برو دختر بازی کن با رفیقات نگه داره باباتو خدا برات نبین توی خرابههام آسمونا جای منه (من دختر شاهمو دنیا واسه بابای منه) 2 نبین الان گرسنمه عالم روزی خورمه دختر شامی من ملک مراقب چادرمه دستی به جز ابالفضل سه سال آزگاره رخصت شونه کردن موی منو نداره اما آتیش خیمه دور دید چشم عمومو غروب روز عاشورا اگر سوزونده مومو کجا بودی مو داشتم تا کمرم کجا بودی دستش بود زیر سرم مثل پروانهها میگشت دور و برم کجا بودی؟ کجا بودی؟