نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جونم برات بگه، خوشی به ما نیومَده جونم برات بگه، دنیا بدونِ تو بَده چادر نمازَم و که عَمِّه دوخته بود برام تویِ حرَم، رویِ سرم، نگم که کی آتیش زده راستی موهام و یادت هست؟ گُلِ سَرهام و یادت هست؟ گوشوارهای رو که عَمو خرید برام و یادت هست؟ من از خانوادهی کَرَمَم کوچیکترین دخترِ حرَمَم انقدر من و نزن، من که خودم میآم با پایِ پُر وَرَمَم اگه بهم میگفتی گوشوارههام و میخوای خودم بهت میدادم منو که میکشوندی خودت رو مَرکَبِت بودی، نگفتی من پیادَم منو زدی، منو زدی، منو زدی خجالتَم نمیکشی بی ادب همه سَرَم درد میکنه موم رو نکش بسه دیگه، بسه دیگه برو عقب جونی نمونده تو صدام من عَموم عَباس و میخوام من از خانوادهی کرَمَم کوچیکترین دخترِ حرَمَم توو خیمهها همه تَنَم سوخت حتّی آتیش گرفت مَعجَرَم از هر کَسی که بِگذرَم از حَرمَله نمیگذرَم، بابام و داد خجالت من خواب بودم تو خیمهها یهو دیدم صدا اومد، ریختن برایِ غارت میزدن، میزدن، میزدن عَمِّهام و پیشِ چشمِ همه عَمو کجاست؟چشمِش و دور دیدن کاش میشد تا بِرَم عَلقمه جونی نمونده تو پاهام من عَموم عباس و میخوام
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد