
خرابه در که ندارد به روی خلق ببندم عمو ببین نگاه حرامیان و حرم را نرو دیگر تو رفتی سنگ خوردم بیا قولی بده پیشم بمانی عبایت روی دوش نیزهداری عقیق تو به دست ساربانی نمیدانم چرا این زجر نامرد بدش میآید از شیرین زبانی اگر مال منی پس پیش من باش چرا دائم به دست این و آنی