نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

معاشران، گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است بدین قصّهاش دراز کنید حضور خلوت اُنس است و دوستان جمعاند وَ اِن یَکاد بخوانید و بر فراز کنید میان عاشق و معشوق، فرق بسیار است چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید **** (شد گیسویم سفید، به ما هم سری بزن از خانهی یزید، به ما هم سری بزن) اینا اومدن که توی سختیا قرارِ دلِ داغدارم باشند کسایی که دارم نشونت میدم باید روز محشر کنارم باشند اینا با لباس سیاه اومدن میخوان واسه بچهت یه کاری کنند با سوز دل و اشکای چشمشون اومدن که زهرا رو یاری کنند اینا مَرد بودن حالیشون میشه هنوزم به خانمها غیرت دارن جلو خانوما سرهاشون پایینه به دختر کوچیکا محبّت دارن اینا وقتی که دخترت غم داره غم عالمی توی دلهاشونه به دردام نمیخندن و روز و شب توی تکیه و روضهها جاشونه یادته چطوری رسیدم به شام؟ یادته که عمّه چطوری رسید؟ یادته یکی زد توی صورتم؟ یادته یکیشون موهامو کشید؟ **** بغل وا کن، پناه بیکسیهای منی ارباب بغل وا کن، گریزونم از این دنیا منو دریاب بغل وا کن، تو چشمهسار نوری و منم مرداب بغل وا کن، بغل وا کن آبروی دو عالم... آبروی دو عالم، آبروم در خطره... **** طنابی در تمام شهر، دور گردن ما بود به او گفتم بکِش مویم، ولی این ریسمان را نه **** نبین توی خرابههام، آسمونا جای منه من دختر شاهم و دنیا، واسه بابای منه نبین الان گرسنمه، عالَم روزیخورمه دختر شامی من مَلک مراقب چادرمه دستی بهجز اباالفضل، سه سالِ آزگاره رخصت شونه کردنِ موی منو نداره اما آتیش خیمه، دور دید چشم عمومو غروب روز عاشورا، اگه سوزنده مومو کجا بودی مو داشتم تا کمرم کربلای همه دستته، خانم سه ساله دل دیوونه پابستته، خانم سه ساله هستیِ عالم از، هستته خانم سه ساله ایمانم رقیه، جانانم رقیه ای عشق علمدار، عمّهجانم رقیه گنبدت عین ماه روشنه، خانم سه ساله حَرمت آرزوی منه، خانم سه ساله نبضم از عشق تو میزنه، خانم سه ساله پای عشق تو من سر میدم، خانم سه ساله پای تو خون حنجر میدم، خانم سه ساله دلمو تا حرم پَر میدم، خانم سه ساله به باباییت بگو کارمو، خانم سه ساله بگو خیلی دوسِت دارمو، خانم سه ساله تو میدونی فقط دردمو خانم سه ساله **** هر جا که به پرچمش نگاهت افتاد حرم رقیهست تنها حرمی که روضهخون نمیخواد حرم رقیهست اومدم زیارتت با گریه، با زاری تو هنوزم وسط بازاری خیلی روضهی نگفته داری، وای سلام خانم ایّتها الصدیقة الشهیده ای نوهی مادر قد خمیده گنبدتم مثل موهات سفیده **** اگه میشه اسم منو، بگو توی گوش بابات بهش بگو دلش میخواد، یه روز شهید بشه برات تو بگی نه نمیاره، تو بخوای محاله که محل نذاره بگو خیلی بیقراره، بگو دلشورهی کربلا رو داره قبلهی حاجات، یا رقیه سادات...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد