نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صد گره بر هر گره در کار اگر داری کم است یا که صدها حاجتِ دشوار اگر داری کم است یا که قدّ آسمان آوار اگر داری کم است یا که در قلبت غمی بسیار اگر داری کم است غم جگر دارد بیاید گفتهام در هر غمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی حال ما را تا که دوریِ حرم بد میکند کربلا را قسمتِ ما راهِ مشهد میکند یک دوراهی هست ما را هِی مُردّد میکند در میانِ دو حرم دل رفت و آمد میکند مثل این که شهریار آنجاست میخوانَد: هَمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی این حسن یا این حسین، این یا که تکرارِ علیست؟ حیرتِ آیینه یعنی وقت دیدارِ علیست تیغ او تیغ علی و کار او کار علیست جان عزرائیل در دست علمدارِ علیست بیرقی دارد که نقشش شد شعارِ عالمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی تا زره را میکِشد بر شانه مُحکم میکند تا که اَبرو را زمان رزم دَرهم میکند چیست لشکر! کوه از هولش کمر خم میکند یا که عزرائیل را پیشش مجسّم میکند آمده تا جابهجا گردند هر زیر و بَمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی یک قدم کوبیدی و هفت آسمانها ریختند یک عَلم کوبیدی و هِی کهکشانها ریختند ضرب شست توست یا آتشفشانها ریختند مصرعی خواندی رجز، سیف و سنانها ریختند این به مولا رفته دارد ضربههای محکمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی جذب تو جبریل تا شد شَهپرش بر باد رفت خواست نزدیکت شود خاکسترش بر باد رفت هر سلحشوری که آمد یا سرش بر باد رفت یا که تیغت چرخ خورد و لشکرش بر باد رفت شاهبازِ کربلایی، شهریارِ علقمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی تا که گیسو را کمی در پیچ و تاب انداختی شام را گویا به جانِ آفتاب انداختی بِرکهای رفتی و عکست را به آب انداختی یا که عکس مرتضی را بین قاب انداختی ماه بیتکرارِ ما، تکرارِ اسم اعظمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی شانهات نازم که جای دستهای زینب است تا تویی، بالاترین مَحمل برای زینب است روی زانوی تو، تنها ردِّ پای زینب است هر دلی که گفت یا عباس، جای زینب است کور میسازد نگاهت چشم هر نامحرمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی قبله وقتی رو به تو هر صبح راهی میشود قبلهی ما چشم تو خواهی نخواهی میشود گاهگاهی هم نمازم اشتباهی میشود قلبِ ما بین حرم انگار ماهی میشود تو شراب کوثری و موج موجِ زمزمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی ناز مجنون را اگر در کوی لیلا میکِشند ناز دستان تو را دستان زهرا میکِشند در جوارت منّتِ بیچارهها را میکِشند آش نذری تو را هم ارمنیها میکِشند دل، اباالفضلی نمیماند برایش ماتمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی مَشک وقتی میچکد تقدیر میریزد بههم دست وقتی نیست در تن شیر میریزد بههم حق بِده این چشمها را تیر میریزد بههم دختران را بعدِ تو زنجیر میریزد بههم بر زمین اُفتادهای بدجور آقا دَرهمی یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد