راهیست راه عشق، که هیچش کناره نیست

راهیست راه عشق، که هیچش کناره نیست

[ مهدی رسولی ]
(راهیست راه عشق، که هیچش کناره نیست)۲
آنجا جز آنکه جان بسپاریم، چاره‌ نیست

(آن دم که دل به عشق دهی، خوش دمی بود)۲
در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست 

( مارا ز منع عقل مترسان و مِی بیار)۲
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

خدای عالی اعلا، ندارد از تو عالی تر 
ندارد در بساط خود از این عالی، تعالی تر

علی حبه الجنه، قسیم النار و الجنه
بحمد الله والمن ولی‌الله‌ست والا تر 

اگر پا بر زمین کوبد، علی افلاک می‌روبد 
نباشد در کف دستش از این عالم سفالی تر 

اگر فرش نجف گردیم حقا محترم گردیم 
که از قالیچه تبریز می‌گردیم قالی تر 

علی...

علی باید فقط حتما امیر المومنین باشد
علی آمد که او این‌بار زین العابدین باشد

اگر جایی دهد زلفش دل دیوانه‌ی مارا
به بوی سیب او بخشم سمرقند و بخارا را 

در آغوش حسین است و به روی دامن زینب 
ببین بابا چه می‌بخشد گداها را گداها را

لب گهواره‌اش پروانه‌ای بی‌تاب اگر دیدی 
بدان جبرئیل آورده مبارک باد زهرا را 

اگر بابا بزرگ این است حتما این نوه غوغاست
اذانش را علی گفت و به دستش داد دنیا را

علی باید چُنان باشد، علی باید چنین باشد 
علی آمد که او اینبار زین العابدین باشد

بنا این بود بنشینی، وگرنه میر میدانی 
بنا باشد که برخیزی امیر تیغ دارانی

برایت لافتی الا علی می‌آید از بالا 
اگر سربند با زهرا ببندی روی پیشانی 

هزار الله اکبر را به بازوی تو می‌خوانند
که با شمشیر می‌کردی علی اکبر سانی

علی اکبر سانی نه تو بالا تر از آنی 
تو عباسی نه اینهم نه که طوفان تر ز طوفانی 

علی در چهارده تصویر آمد دلنشین باشد
علی آمد که او اینبار زین العابدین باشد

نظرات