در هَم است ابروش یا تیغ دو دَم برداشته

در هَم است ابروش یا تیغ دو دَم برداشته

[ محسن عراقی ]
در هَم است ابروش، یا تیغ دو دَم برداشته
بس‌که چشمش وا شده، ابروش خَم برداشته

از عرب چشمان نافذ را به تذهیب مژه
این کمان آرشی را، از عجم برداشته

این صدا، اصلاً صدای گریه‌ی یک طفل نیست
در حسینیه کسی انگار دَم برداشته

من که باور می‌کنم این طفل وقت بازی‌اش
ماه را از آسمان‌ها دستِ کم برداشته

من که باور می‌کنم این طفل، از روز نخست
گفته یا مولا و در خانه قدم برداشته

دست از قنداق وا کرده‌ست یعنی یا حسین
از همین امشب اباالفضلت علَم برداشته

*****

نه اینکه سر بزند ماهتاب از دستش
علی‌ست سر زده یک آفتاب از دستش

برای ثبت نگین عقیق عبّاسی
علی ساخته امشب رکاب از دستش

علی ساخته با چارچوب حیدری‌اش
برای عکس اباالفضل، قاب از دستش

کسی که ساقیِ مستان گرفته در بغلش
عجیب نیست بریزد شراب، از دستش

برای ساغرِ ساقی‌شدن، همین کافی‌ست
که حیدر آمده نوشیده آب از دستش

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح محسن عراقی حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های محسن عراقی

نظرات