تصویر مهدی رسولی - خدا جلوه دارد به پیشانی تو

خدا جلوه دارد به پیشانی تو

[ مهدی رسولی ]
  • 43.5K
  • 35
  • 1
خدا جلوه دارد به پیشانی تو
 فدای مناجات پنهانی تو

 شب روشن کوچه‌های مدینه است
 پر از ریسه‌های چراغانی تو

 به لب آورد جان داوودها را
 نوای تو الحان قرانی تو

 تو بر کوهسار معارف نشستی
 زمین تشنۀ دست بارانی تو

 حسینیه‌ای سفره‌دار حسینی
 که هر شب بود شام مهمانی تو

 فراوانی از تو، سلیمانی از تو
 مسلمانی از تو، ادب دانی از تو

 دعاهای روحانی از تو
 به کعبه رجزخوانی از تو

 احادیث طوفانی از تو
 روایات نورانی از تو

 عنایات سبحانی از تو
 علی گویی از تو، علی خوانی از تو
 دل ما و دربار سلطانی تو

 چه خوش سرفرازی چه خوش سربه‌زیری
 امیری حسینٌ و نعم الامیری

 طلوع شکوهت بدایت ندارد
 کرم خانۀ تو نهایت ندارد

 به جایی که یوسف دریده گریبان
 دل ما نیازی به غارت ندارد

 از این محشری که به پا کرده پیداست
 که رنگی به پیشت قیامت ندارد

 به چشم تو غیرت، به تیغ تو صولت
 به نامت صلابت، به دامن سخاوت

 به بازوت قدرت، به پای تو همّت
 به دستت کرامت، پُری از رشادت

 شهادت، سعادت، بصیرت
 مهابت، فتوّت، مروّت
 
 به میدان مسلط، رجزها مسمّت
 که از برق چشمت همه غرق حیرت

 تو از آل عصمت، تو از بیت عترت
 تو قامت قیامت، علی در هدایت

 علی در عنایت، علی در قداست
 علی در مهارت، و نادعلی دارد از تو حکایت
 بدون تو عطری محبّت ندارد

 چنان سرفرازی چنان سربه‌زیری
 امیری حسینٌ و نعم الامیری

( ز تیغت سپاهی دلاور بریزد
 ز تو یال و کوپال کافر بریزد

 میان زمستان هم از دیدن تو
 عرق از سر و روی لشکر بریزد) ۲

 علی هستی و گر علی را بخوانی
 فقط در نه دیوار خیبر بریزد

 از این هیبت چشم‌هایت بکاه و
 نگاهی نما ترس قنبر بریزد

 علی گفت هنگام صفین برگرد
 ز خشمت دل شیر اشتر بریزد

 اگر پر بریزد مکرر بریزد
 نه پر، سر بریزد سراسر بریزد
 ستمگر بریزد، بهم اول آخر بریزد

 به گاهی سپاهی چو کاهی
 به راهی ز شاهی چو حیدر بریزد

 عجب سرفرازی، عجب سربه‌زیری
 امیری حسینٌ و نعم الامیری

 من از جنس شب‌های پر التهابم
 که در بند گیسوی پر پیچ و تابم

 اگر بر حریم حرم مستجیرم
 فقط با نگاه شما مستجابم

 من از لطف باب‌الحوائج همین بس
 بگو با تو باشد حساب و کتابم

( دعا کن حرم آیم و برنگردم) ۲
 که این عشق کرده است خانه خرابم

 خرابم، خرابم، خراب جوابم
 تویی انتخابم که عالی جنابم

 غم بی‌حسابم، ز داغت کبابم
 و مشکت عذابم به یاد ربابم

 پر از آب آبم که می‌گفت
 زینب چه شد با رکابم؟

 کجایی سحابم، کجایی نقابم؟
 دل زینبیه شده قرص با تو
 که در سایۀ بیرق آفتابم
 
 به نی سرفرازی به نی سربه‌زیری
 امیری حسینٌ و نعم الامیری

یا باب‌الحوائج...

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های مهدی رسولی

نظرات

1 نظر ثبت شده

آواتار کاربر
کاربر ناشناس کاربر

عالیه

۱۵ بهمن ۱۴۰۳