عشاق چون به درگه معشوق رو کند

عشاق چون به درگه معشوق رو کند

[ مهدی رسولی ]
عشاق چون به درگه معشوق رو کنند
از آب دیدگان تن خود شستشو کنند

اول قدم ز جان و سر خویش بگذرد 
در خون دل تهیه‌ی غسل و وضو کنند

قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق 
در روز حشر رتبه‌ی او آرزو کنند

عباس نام‌دار که مردان روزگار
از خاک کوی او طلب آبرو کنند

بی دست ماند وداد خدا دست خود به او
آنان که منکرند بگو رو به رو کنند

گر دست او نه دست خداییست پس چرا
از شاه تا گدا همه رو سوی او کنند؟

درگاه او چون قبله‌ی ارباب حاجت است
باب الحوائج‌اش همه جا گفت و گو کنند

در هم است ابروش یا تیغ دو دم برداشته
بس که چشمش وا شده ابروش خم برداشته

این صدا اصلا صدای گریه‌ی یک طفل نیست 
در حسینیه کسی انگار دم برداشته

من که باور می‌کنم این طفل وقت بازی‌اش
 ماه را از آسمانها دست کم برداشته

من که باور می‌کنم این طفل از روز نخست
گقته یا مولا و قدم برداشته

حلقه‌ی حلقه‌های اشک در چشمان بی تاب علی
پرده ها از راز دستان قلم برداشته 

دست از قنداق وا کرده است  یعنی یا حسیین
از همین امشب ابوالفضلت علم برداشته

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های مهدی رسولی

نظرات