تا نسیم سحر برای پدر

تا نسیم سحر برای پدر

[ حاج محمود کریمی ]
تا نسیم سحر برای پدر 
می‌رسد این خبر برای پدر
 
خبر از مادری که آورده 
پسری گُل‌پسر برای پدر 

پسری باوجود مثل خودش 
با جَنَم با جگر برای پدر 

غیر از شیرزن که می‌آرد؟
مثل این شیرِ نر برای پدر 

چند خورشید دارد و حالا 
می‌دَمَد یک قمر برای پدر 

مثل یک قرص ماه می ماند
خواهرش و ان‌یکاد می‌خواند 

محو این عشقِ ناتمام حسین 
اوّلین حرف او سلام حسین 

قصد دارد میان گهواره 
پیش پایت کند قیام حسین

اوّلین حرف مادرش این بود 
دین و دنیات یک کلام حسین 

گفت اُمُّ‌البنین که آقا جان 
تو امیری و او غلام حسین 

لبش می‌کند انگار تکرار 
ذکر لبیک یا امام حسین

به خدایش سپرده اُمِّ‌بنین
اِنّه خیر و ناصر و مُعین

بی‌نظیر است این وزیر حسین 
بی‌نظیر است بی‌نظیر حسین 

پای عهدی که بسته می‌ماند 
با تو تا آخر مسیر حسین

هرکجا هست سربلند است و 
در کنار تو سر به زیر حسین 

رو به تو در رکوع می‌گوید 
لَکَ لبیک یا امیر حسین

هر نفس از تو اذن می‌گیرد 
تو بگویی بمیر می‌میرد 

این مسیحا چقدر باادب است 
ادبش ریشه‌دار در نسب است 

جلوه دارد به طرز رفتارش 
هرچه آداب خیر و مستحب است 

از زمین چشم برنمی‌دارد 
تا کنار عقلیه العرب است*

همه جا همرَه حسین است و 
دائماً یک قدم از او عقب است 

هم غضب دارد و هم آرامش
جمع اضداد جمع روز و شب است 

مکه و بیت و زمزم و عرفات 
کاشف الکرب کاشف الکرُبات 

شبل مولا اباالحسن حیدر 
بطل است و دلیر و جنگ‌آور 

بوده لالایی‌اش به کودکی‌اش 
قصه فتح قلعه خیبر

مستقر می‌شوند پشت سرش 
همه رزمنده‌اند او سنگر 

مکتبی دارد و مریدانی 
جعفر و قاسم و علی‌اکبر 

پهلوانی که از هر اسطوره 
یک سروگردن است بالاتر 

به پدر رفته اَشجَعُ النّاس است 
لافتی سهم‌الارث عباس است ‌

در صف اوّل مصاف است او 
تیغ پولادِ بی‌غلاف است او 

مرد میدان و مرد محراب او
مرد شب‌های اعتکاف است او 

مَحرم زینب است و مُحرِم او 
حاجی دائم الطواف است او 

پرده‌ی کعبه چادر زینب 
پاسداری در این مطاف است او 

گفته‌اند عالمان علم رجال
که خودِ عین و شین و قاف است او

قمر آسمان لاهوت است 
شرفُ الشّمس و دُر و یاقوت است 

 تا که روحم در آب او حل شد 
پای تا سر به دل مُبدّل شد 

چشم وا کرد و برد دل‌ها را 
قصه‌ی عاشقی مُتَوَن شد 

از عنایات فاطمه این که
کار عالَم به او مُحول شد 

از تب عشق مورمور شدم 
دلم آباد و هوش مختل شد 

پای رفتن کجا و سرعت نور
پای شل شد و عقل معضل شد 

در صف زائران بماند که
چند ساعت، چه کس معطل شد

علَم او همین که دست خداست 
جایگاه خودش ببین که کجاست 

شُکر از دولت تو مأمورم
از غم و غصه امشبی دورم

مستِ مست و خرابم و از من
راه رفتن مخواه معذورم 

غیر روی تو را نمی‌خواهم 
هیچ‌کس را نشان مَده کورم

هرچه باشی به فکر من خوب است 
هرچه باشم به مِهر تو جورم 

گر بخواهی که از درت بروم 
گر بخواهم نمی‌رسد زورم 

هرکه در عشق خویش مختار است 
من همینم به عشق مجبورم 

امشب ای یار یک عنایت کن 
سر من را بگیر و راحت کن 

ای فدای قدِ صنوبری‌ات 
در سپاه حسین رهبری‌ات 

در صف حشر می‌شود معلوم 
جایگاه رفیع و سروری‌ات 

فاطمی بودن تو پیدا در
جلوه‌های شُبیر و شبری‌ات 

یل هاشمی فدای تو و
برق شمشیر و شیر مادری‌ات 

قبضه ذوالفقار بی‌تابِ
پنجه‌های قوی خیبری‌ات 

ای شهاب زمینی صفّین
کشته مانده زِ رد حیدری‌ات 

هرکجا عرصه‌ی دلاورهاست 
نقش پیشانی تو یا زهراست 

ای پناه همه حرم آقا 
باب حاجت یَمِ کَرم آقا 

یا ابالغوث خانه‌ات آباد 
سایه‌ات هست بر سرم آقا 

غیر درگاه تو بمیرم هم 
عرض حاجت نمی‌برم آقا 

شیرِ شیرِ خدا ولایت تو 
بوده در شیر مادرم آقا 

یار و مولا و رهبر و عشق و 
ای عمو جان رهبرم آقا 

از تو فرمان و از همه عالَم
چشم آقا نوکرم آقا 

از تو فرماندهی و از ما هم 
چشم آقا نوکرم آقا 

پینه‌ی سجده‌هات نور بهشت 
یا اباالفضل ذکر شور بهشت 

مِی جز از جام بوتراب نخورد 
بر رُخ سیرتش نقاب نخورد 

با امان‌نامه آمدند امّا 
او فریبی از آن سراب نخورد 

در حرم هیچ‌کس برا مَشک 
غصّه اندازه رباب نخورد 

آه امکان ندارد امّا او 
در دل آب رفت و آب نخورد

یاد لب‌های خشک اصغر بود 
آب را روی این حساب نخورد 

ماه را غرق در افق کرده
آب را مرقدش قُرُق کرده

بگذار سر به سینه من 
تا که بشنوی آواز عاشقونه رو 

بگذار سر به سینه من 
تا که بهت بگم احوال این دیوونه رو 

گم کردم از مستی امشب راه خونه رو 
ای ساقی از دستت می‌گیرم پیمونه رو 

دلبر حسین یاور حسین 
اومده خدای عشق و حیدر حسین 

از همه سَره، جام کوثره 
دست ساقی و امیر لشکره

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حاج محمود کریمی حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات