بین شک کردگان اگر انداخت چهره در چهره‌ی قمر انداخت

بین شک کردگان اگر انداخت چهره در چهره‌ی قمر انداخت

[ حاج محمود کریمی ]
بین شک کردگان اگر انداخت 
چهره در چهره‌ی قمر انداخت

سلسله کوهِ هاشمی شد چون 
دست در بازوی پدر انداخت

زلف را ریخت روی شانه‌ی باد 
باد را بین دردِسر انداخت 

اکثر دشمنان خود را او 
نه که با تیغ، با نظر انداخت

از کمانی که داشت از دستش 
مژه‌اش تیر بیشتر انداخت 

یکی از ترس او سپر برداشت 
یکی از هیبتش سپر انداخت

آمد عباس اسم لشکر را 
از تکاپو همین خبر انداخت

ظهر فهمید طعم مُردن را
هرکسی را که در سحر انداخت 

شیر را کرد شیرِ در کاسه 
تا بنوشد در او شکر انداخت

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حاج محمود کریمی حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات