دل به صحرا زدن

دل به صحرا زدن

[ حسن حسینخانی ]
دل به صحرا زدن تلاش من است
آن که صد جا بنشیند به جایی نرسد
دل به دریا بزن و پا به صحرا بگذار

تور، با بار تعلق نتوان رفت
ابتدا بار بینداز سپس پا بگذار

آخر کار محال است به یوسف نرسی
تو قدم جای قدم‌های زلیخا بگذار

منزل وصل پس از رد شدن از خویشتن است
وصل اگر می‌طلبی روی دلت پا بگذار

ای که هر شب به ملاقات گدا می‌رفتی
یک شب هم به گداخانه‌ی ما پا بگذار

کاروان منزل محبوب رسیدیم اگر
لطف کن موقع برگشت مرا جا بگذار

من به پروانه و پروانه به من می‌گِریَد
ما دو را با جگر سوخته تنها بگذار

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حسن حسینخانی فاطمیه(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حسن حسینخانی

نظرات