دست و پاگیرم ولیکن دست و پا دارم هنوز
حسن حسینخانیپسندیدن15
بازدید5.1K
دست و پاگیرم ولیکن دست و پا دارم هنوز هرچه هستم باز هم طبع گدا دارم هنوز روزی که همه به فاطمه محتاجند حتما همه را مد نظر میگیرد بگذار کنار حرمت پارس کنم پیش تو دعام بیشتر میگیرد همسایه من حال مرا نیز بپرس همسایه ز همسایه خبر میگیرد دارد زن این خانه زمین میافتد دارد پرِ پروانه به در میگیرد سفرهات را میتکانی روزیِ ما میرسد گرچه سیرم کردهای مِیل غذا دارم هنوز لطف مادر بهترین تمثیل از لطف خداست تا به زیر چادرت هستم خدا دارم هنوز نان بپز نان تو خوردم که درستم کرده است در تنور خانهات دارُالشّفاء دارم هنوز خانهات جاروکشی میخواست من جاروکشم کار اگر اینجا کنم یعنی بها دارم هنوز گفتهام در قبر بگذارند روی سینهام دستمال گریه بر داغ تو را دارم هنوز با همان یک دست من را یاد کن بین قنوت مستمندم، بیکسم عرض دعا دارم هنوز مادر ارباب اذن کربلایم را بده در دل دیوانه داغ کربلا دارم هنوز