به استعانت لولاک، امام یعنی تو

به استعانت لولاک، امام یعنی تو

[ حسن حسینخانی ]
به استعانت لولاک، امام یعنی تو
ولایت علوی پس همان ولایت توست

به فکر سفره‌ی همسایه‌های خود بودی
چقدر رنگ عطوفت در این روایت توست

غذای گرم حسن را فقیر کوی‌ تو خورد
همین نشانه‌ای از لطف بی‌نهایت توست

(هنوز نان‌ تنور تو قوت غالب ماست)۲
هنوز رونق اطعام ما به برکت توست

(فقط اجازه بده تا بگویمت: مادر)۲
****
هی می‌گفتم که نزن نزن میزد
حرفا با خودش امام حسن میزد

اینکه هیچیم نشد آزارم میده
کاش یه دونه سیلی هم به من میزد

چجوری من سرمو بلند کنم؟
از زمین مادرمو بلند کنم؟

توی کوچه زدنت روم نمیشه
پیش بابام سرمو بلند کنم
****
مردک پست که عمری نمک حیدر خورد
ضربه‌ای زد که در آنجا به غرورم برخورد

ایستادم به نوک پنجه‌ی پا اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورو

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حسن حسینخانی فاطمیه(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حسن حسینخانی

نظرات