
در راه دوست هر چه هزینه دَهی کم است اصلا به پای یار نباید قصور کرد تمرین سوختن به تماشا نمیشود باید میان شعله همین را مرور کرد دست از تعلقات بکش وصل را بگیر رودی به بحر ریخت که از شن عبور کرد شرط ورود وادی حق، پابرهنگی است باید کلیموار عزیمت به طور کرد هجران بس است ای پسر فاطمه، بیا شاید که مرگ جسم مرا سهم گور کرد ما را به حق روضهی زهرا، درست کن حوریّهای که در دل آتش ظهور کرد آئینهی زلال نبی پشت در شکست این شیشه را چگونه علی جمع و جور کرد؟