تصویر سید امیر حسینی - دلم خوش است که عمری به پای گل زارم

دلم خوش است که عمری به پای گل زارم

[ سید امیر حسینی ]
دلم خوش است که عمری به پای گل، زارم
مباد آن که برون افکنی زِ گلزارم

چگونه یار بخوانم تو را که می‌بینم
تو خوب‌تر زِ گل هستی و من کم از خارم

دو قطره اشک خجالت، هزار کوه گناه
کرامتی که همین است، جنس بازارم

محبّت تو نیاید زِ سینه‌ام بیرون
اگر کُشند به تیغ و کِشند بر دارم

به چشم پادشهان، ناز می‌کند پایم
که خاک راه غلامانِ حضرت یارم

به حشر هم که برانی، مرا زِ خویش هنوز
از این که نام تو بردم، به تو بدهکارم

پُر از تواَم، به تهی‌دستی‌ام نگاه مکن
مگو که هیچ ندارم، ببین تو را دارم

من و محبّت تو، حیف حیف حیف از تو
تو و رفاقتِ من، خواب یا که بیدارم؟

حسین، غریبِ مادر غریبِ مادر...
****
هرگز ندیده کس به دو عالم، زن این‌‌‌چنین
خون خوردن آن‌چنان و سخن گفتن این‌‌چنین

در قصر ظالمان، به تظَلُّم که دیده است
شیرآفرین زنی، که کند شیون این‌‌چنین؟

هر گوشه‌اش، پناه یتیمی دگر شده است
آری بوَد کرامت این دامن، این‌‌چنین

زندان، به عطر نافله‌ی خود بهشت کرد
زینب چراغِ ناله کند روشن این‌چنین

پیش حسین اشک و به قصرِ یزید لعن
با دوست آن‌چنان و برِ دشمن این‌چنین

در دشت بیند آن تن بی‌سر آن‌چنان
بر نیزه خوانَد آن سرِ دور از تن، این‌چنین

آه ای سرِ حسین، چو سر در پِی تواَم
خورشیدِ من به شام مرو بی من این‌چنین
****
(به زینبیه سپاه ذبیح، باید ساخت
مدافعان حرم را ضریح، باید ساخت)
****
سالی گذشت و ما همگی منحنی شدیم
بانو هنوز این همه سال ایستاده است

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سید امیر حسینی حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید امیر حسینی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد