نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلشوره دارم، نیا دلواپسی برده توانم دلشوره دارم، به فکر کودک و پیر و جوانم دلشوره دارم، نیا دردت به جانم تو مرد روزای دردی اگه راه داره برگردی، نیا کوفه اگه با نامهی مسلم آقا عزم سفر کردی نیا کوفه امیر من، نیا کوفه اگه اسیر شه خواهرت چی؟! نیزهنشین بشه سرت چی؟! اگه رو دست تو بریزه خون گلوی اصغرت چی؟! شرمنده میشم موهات تو دست شمر افتاده باشه شرمنده میشم تنت با نَعل اسب از هم بپاشه شرمنده میشم سرت از نی جدا شه همه تشنن به خون تو جوون و نوجوونِ تو شهید میشه حرم با دامنِ آتش گرفته وارد بزم یزید میشه موها از غم سفید میشه رقیه غم ندیده، برگرد سرت بریده میشه، برگرد پای مُخَدَّرات به بزم شراب کشیده میشه، برگرد حسین حسین حسین ... از اون لحظهای که بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد