نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دست روی دست میزنم و تو گریههام دلشوره دارم دست روی دست میزنم و بیرون خیمه بیقرارم دست روی دست میزنم و واسه علی چشم انتظارم از وقتی آقام اومد و بچمو برده خیلی گذشته، خیلی گذشته نکنه اتفاقی افتاده براشون که برنگشته، که برنگشته خدا کنه یادش نره گفتم که روشو بپوشونه گفتم که موشو بپوشونه گفتم گلوشو بپوشونه خالیه جات ای یل امالبنین از علقمه یک نظر پاشو ببین داره آقات واسه چند قطرهی آب رو میزنه نازنین، رو میزنه نازنین چی میشنوم صدای خنده میاد حتماً آقام داره شرمنده میاد عیب نداره خداروشکر لااقل که بچم زنده میاد، که بچم زنده میاد علی علی علی جان، علی علی علی جان ***** دویدم از سمت حرم تا ببینم علت تاخیر انگار نه انگار که بودن پدری و کودک بی شیر ریخته فقط چند قطره خون کنارشم سه شعبهی تیر یه تیکه بند قنداقهاش روی زمین نکنه اصغر، نکنه اصغر زبونو گاز بگیر رباب، ندیدی با چشم نکنی باور، نکنی باور چه رد خون نازکی، برم ببینم تا کجا رفت انگار تا پشت خیمهها رفت باید بفهمم که چرا رفت چرا آقام یه دست خاکو میکنه با دست دیگهاش به سرش میزنه چیه کنارش اون قنداقهی سرخ نکنه شیرخوار منه، نکنه شیرخوار منه توروخدا خاک نریزی رو سرش دست نگه دار بذار بیاد مادرش عادتشه نمیخوابه پسرم تا نگیرم در بَرِش، تا نگیرم در بَرِش علی علی علی جان، علی علی علی جان ***** لالا لالا گل پونه، این آخرین دیدارمونه لالا لالا کاشکی میشد که مادرت پیشت بمونه بابات میخواد تورو تو گهوارهی دیگه بخوابونه منو حلال نکرده با گهواره خالی نذاری تنها، نذاری تنها بود آرزوم از زبانش یه دفعه آقام بشنوه بابا، بشنوه بابا هر مشت خاکی که بابات به روت میریزه پسر من انگار میریزه رو سر من خدا نگه دار اصغر من علی علی علی جان، علی علی علی جان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد