
برق یه تیغ تو چشاته چه غرشی تو صداته بزن به آب برادرم دست علی همراهته برو که حق پناهته رقیّه چشم به راهته برو به جنگ دشمنا عشق علی گناهته وقتی که در بسته میشه هیچ راهی پیدا نمیشه مدد بگیر از مادرم بگو یا زهرا همیشه تویی امیر با ادب شیر دلاور عرب پرچم من رو دوشته عباس هاشمی نسب دستای پهلوونِ تو ابروهای کمون تو خدا نگیره از حسین نگاه مهربون تو با اون قد بلند تو با موهای کمند تو نیاد الهی نباشه یه لحظه اون لبخند تو دلم به چشمات اسیره مشک رقیّه میگیره میگه عمو آب نمیخوایم نزار که اصغر بمیره مسافرم آب نداریم که پشت پاهات بیاریم برو سفر به جای آب قطره اشک میباریم (اباالفضل عشقت من رو دیوونه کرد) 3 پسر ابوترابم مثل ماه دارم میتابم اگه شمشیر نیاوردم دنبال یه قطره آبم من مسافر فُراتم من که مَجمَع الصِفاتم علی اصغر تشنه مونده مشک آب بده نجاتم دل اسیر یک نگاهه یه خانوم که چشم به راهه وقتی مشک خالی از آبه دیگه برگشتن گناهه دل به مشک خالی بستم آبروم رفته ز دستم یه نفر با گرز آهن خنده می کرد بشکستم دیگه از نفس فتادم ای حسین برس به دادم میمیرم من از خجالت به رقیه آب ندادم ای حسین تموم دینم چشم ندارم که ببینم پیش پات باید ادب کرد دست ندارم که بشینم (اباالفضل عشقت من رو دیوونه کرد) 3 دل من به نام عباس بگرفته رنگ و رویی ساقی علقمهی عشق به دلم داده سبویی خدا میدونه تو دنیا من ندارم آرزویی بنوازد دل ما را به نگاهی گفتگویی کاش بودم کنار علقم دهم ماه محرّم میزدم به زخم دستات با اشک چشای مرحم کاشکی اون عمود آهن میخورد تو فرق سر من کاش به جای چشم عباس خون میریخت ز پیکر من کاش کنار نهر علقم دو دستام جدا میشد به جای آقام اباالفضل دل من شرمنده میشد کاش کنار نهر علقم دستای من جدا میشد کاش به جای سر عباس سرم از تن جدا میشد حیف چشمای اباالفضل هدف تیر بلاشه اون بدن به اون رشیدی توی دشت غم رها شه یه سوال دارم تو دنیا کی دیده یا کی شنیده ساقی تشنه لبی رو روی نیزهها کی دیده همه آدما بدونن کربلا مثل بهشته خدا با عشق اباالفضل گِل ماها رو سرشته تا ابد تا به قیامت تا ابد مدیون سقام همه آدما بدونن به خدا مجنون سقام تو با چشم ناز و مستت دل عالم رو ربودی دل بیقرار ما رو تو به عشوهای ربودی دلمو از روز اول زدهام به نام ساقی تو حریم عشق سقا میمونم همیشه باقی