کاش مثل دریا نبودی انقدر زیبا نبودی تا کسی چشمات نمیزد(۲) [کاش انقدر اباالفضل خوش قد و بالا نبودی تا کسی چشمات نمیزد کاش نمیرفتی دم آب، کاشکی تو سقا نبودی تا کسی چشمت نمیزد عباس وقتی که از خیمه میرفتی علقمه عباس! از دور میدیدم منتظر بود فاطمه، عباس!(۲) دریا دلش مثل دلم آروم نبود، عباس! تو رفتی و برگشتنت معلوم نبود،عباس! دل رباب از غم، در تاب و در تب بود، اصغر و دریاب عباس دل شده خون پا شو، ای پهلوون داداش دلمو نشکون(۲) اباالفضل بیا بریم به خیمه..... اباالفضل پاشو بریم به خیمه.... رنگم از رخام پریده، جون من به لب رسیده(۲) اومدم با اشک دیده، وقتی فریادت شنیدم تا کنار تو دویدم، تا رسیدم قد خمیده پرسیدم از کس و ناکس! هیچ کس اینجا این طرفها ندیده دست بریده(۲) عباس! سقای من! مُقَطَعُ الاعضا شده کل علقمه رو گشتم، تا که پیدا شدی(۲) عباس برات بمیرم، کُشتهی غیرت شدی عباس! باهات چیکار کردن؟ به چند قسمت شدی! عباس برات بمیرم، کُشتهی غیرت شدی پاشو تورو خدا از من نشو جدا، نگذار حسین و تنها(۲) کِشتیام به گِل نشست بدجور پشتم شکست پاشو سقای بیدست اباالفضل پاشو بریم به خیمه.... وقتی رفتی آروم آروم من شدم غریب و مظلوم غم میبارید از سر و روم دخترم گفت برمیگردی من به زیر لب میگفتم بیچاره این طفل معصوم! وقتی دستاتو بریدن، صدای مادرم اومدم یهو گفت آخ زخم بازوم دخترم گفت برمیگردی من به زیر لب میگفتم بیچاره این طفل معصوم! عباس! دیدی چطور دست به کمر گرفته بود؟! عباس! چادر نخنماشو سر گرفته بود! عباس! دستی نداشتی اشکهاشو زود کنی پاک عباس! واسه همین زانوتو میزدی به خاک عباس نفس بزن حرفم رو پس نزن پاشو به خاطر من! کو مشک؟ چی شد عَلم؟ دستات شده قلم، داداش! پاشیدی از هم(۲) اباالفضل پاشو بریم به خیمه..... بعد تو دلم حزینِ، بعد زینب و سکینه به خدا غمم همینِ، جون مادرم نذار تو کوچههای شام و کوفه دیگه تکرار شه مدینه(۲) نمیخوام دیگه به روی صورت ناموس حیدر دست نامحرم بشینه عباس!(۲) عباس! از بعد تو ای قوت و نیروی من! حاجت به استخاره نداره گلوی من! عباس! پامو که بیرون بذارم از علقمه عباس! تو دشمنا حرف از سر و بُریدنِ(۲) پاشو أبا الاَدب! قلبم در تاب و تب ای وای از دل زینب عباس تنهام نذار، اشکمو در نیار عباس پاشو علمدار!(۲) اباالفضل پاشو بریم به خیمه.....