
کاش مثل دریا نبودی اینقدر زیبا نبودی تا کسی چشمت نمیزد کاش که اینقدر اباالفضل خوش قد و بالا نبودی تا کسی چشمت نمیزد کاش نمیرفتی دم آب، کاشکی تو سقا نبودی تا کسی چشمت نمیزد عباس، وقتی که از خیمه میرفتی علقمه عباس، از دور میدیدم منتظر بود فاطمه عباس، دریا دلش مثل دلم آروم نبود عباس تو رفتی و برگشتنت معلوم نبود عباس، دل رباب از غم در تاب و تب عباس اصغرو دریاب عباس، دل شده خون پاشو ای پهلوون داداش دلمو نشکون داداش پاشو اباالفضل پاشو اباالفضل، پاشو اباالفضل ***** رنگم از رخم پریده، جون من به لب رسیده اومدم با اشک دیده وقتی فریادت شنیدم تا کنار تو دویدم تا رسیدم قد خَمیده پرسیدم از کَس و ناکَس هیچ کَس اینجا این طرفها ندیده دست بریده عباس، سقای من مقطعالاعضاء شدی کل علقمه رو گشتم تا که پیدا شدی عباس برات بمیرم کشتهی غیرت شدی عباس باهات چی کار کردن به چند قسمت شدی پاشو توروخدا از من نشو جدا،مگذار حسینو تنها کشتی به گِل نشست، بدجور پشتم شکست پاشو سقای بی دست پاشو داداش اباالفضل داداش اباالفضل، داداش اباالفضل ***** وقتی رفتی آروم آروم من شدم غریب و مظلوم غم میبارید از سر و روم دخترم گفت برمیگردی من به زیر لب میگفتم بیچاره این طفل معصوم وقتی دستاتو بریدن صدای مادرم اومد یهو گفت آخ زخم بازوم عباس، دیدی چطور دست به کمر گرفته بود عباس، چادر نخنماشو سر گرفته بود عباس، دستی نداشتی اشکاشو زود کنی پاک عباس، واسه همین بازوتو میزدی رو خاک عباس، نفس بزن، حرفم رو پس نزن پاشو به خاطر من کو مشک؟ چی شد علم؟ دستات شده قلم داداش پاشیدی از هم پاشو داداش اباالفضل داداش اباالفضل، داداش اباالفضل ***** بعد تو دلم حزینه برا زینب و سکینه به خدا دَمم همینه جون مادرم نذار تو کوچههای شام و کوفه دیگه تکرار شه مدینه نمیخوام دیگه به روی صورت ناموس حیدر دست نامحرم بشینه عباس، از بعد تو ای قوت و نیروی من حاجت به استخاره نداره گلوی من عباس، پامو که بیرون بذارم از علقمه عباس، تو دشمنا حرف از سر بریدمه پاشو اب الادب، قلبم در تاب و تب ای وای از دل زینب عباس تنهام نذار، اشکم رو درنیار عباس پاشو علمدار پاشو داداش اباالفضل داداش اباالفضل، داداش اباالفضل