
اباالفضل ماهی، اباالفضل شاهی راه میونبُر از دلم تا ثاراللهی اباالفضل میری، اباالفضل شیری نام تورا میبَرم و ندارم سیری وقتی که برداری قدم را در هم بریزی بیش و کم را بیهوده نَبوَد که حسینت داده به دست تو علم را عقلها دیوانهات، شمعها پروانهات سر دارد آرزو باشد هم شانهات اباالفضل سالاری به خدا اباالفضل نَفسی لَکَ الفِداء ***** اباالفضل دینم، رَهَت آئینم به یاد دستای قلم زنم بر سینم شفای دردی، بی هماوردی ختم کلام هر یلی اباالفضل مردی سبزی عمامهات عشق است رد اماننامهات عشق است یعقوب شد بینا و میگفت عطر خوش جامهات عشق است چِشَت شهر غزل، لبت نهر عسل عشقت که جای خود، ذکرت خیرالعمل اباالفضل سالاری به خدا اباالفضل نَفسی لَکَ الفِداء ***** اباالفضل شوری، اباالفضل نوری مدال سینهام ز گهواره تا گوری فاتح الحربی، کاشف الکربی حسین شهر آرزو، تو بر آن دربی دریایی اما مشک بر دوش کی آن وفا گردد فراموش بر قبر تو آید شب و روز روحی فِداک از سوی شش گوش شمس محو روی تو، لیل در گیسوی تو عاشق کُشی بُوَد کار ابروی تو اباالفضل سالاری به خدا اباالفضل نَفسی لَکَ الفِداء