
ای به خاک افتاده، ای سقای من ای علمدار بلند بالای من تا تو بودی صحبت از غارت نبود بعد تو وای از حرم، ای وای من بر گو چرا پشت یلم به خاکست جسم تو چاک چاکست، اصغر من هلاکست (واویلتا، واویلتا، واویلا)4 (تا عمود کین ز سر هوشت گرفت)2 تیغ و نیزه گوش تا گوشت گرفت علقمه بوی مدینه میدهد گو مگر زهرا در آغوشت گرفت (برخیز و بین گردم چه ازدحام است بر هر لبی کلام است، کار حسین تمام است)2 (واویلتا، واویلتا، واویلا)4 (گفته بودم در سپاه من تکی ره ندارد در وجودت کوچکی)2 نیست هرگز باورم عباس من تو علمدار منی یا کودکی (زین منظره افتادهام به گریه لعن علی امیه، وای از دل رقیه)2 (واویلتا، واویلتا، واویلا)4 (زین منظره افتادهام به گریه لعن علی امیه، وای از دل رقیه)2 (واویلتا، واویلتا، واویلا)2 لعل خشکت شعله بر جیحون زده دور چشمت حلقهای از خون زده کاش و دستی داشتی وقت فرود تیرها از پشت تو بیرون زده ((عباس من از چه به خون نشستی)2 نه سر، نه چشم و دستی، پشت مرا شکستی)2 زین منظره افتادهام به گریه لعن علی امیه، آخ از دل رقیه واویلتا