نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برادر دلشوره دارم، می آید بوی جدایی شده ای حاجی زهرا، تو آخر کرببلایی حسین جان، رسد از خاک صحرا نوای، حسینم وا حسینا شنیدم، صدای مادرم را مزن تو خیمه در این بیابان بیا وقلب زینب مسوزان تو گفتی کربلا و دل من، شد پریشان حسین جان حسین جانم حسین *** تحمل کن خواهر من، که اینجا پایان راهه قرار ما تنگ مغرب، میون اون قتله گاهه عزیزم، غم دلبر نبینی توگودال، تن بی سر نبینی چه سرها، که بی معجر نبینی کسی در عالم این غم ندیده زنی آید با قدی خمیده بگردد دور مقتل پی یک، سربریده حسین جان حسین جانم حسین *** شدی با چه احترامی، پیاده از روی محمل همه محرم ها کنارت، نداری یک غصه در دل واویلا، به پیش چشم لشکر کنارت، نه عباس و نه اکبر می شینی، به روی ناقه خواهر امان از وقتیکه بی پناهی تک و تنها و بی تکیه گاهی به دنبال جسم بی سرم توو، قتله گاهی حسین جان حسین جانم حسین ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد