تصویر حسن حسینخانی - جان عالم ز ماتم از این غم نشسته بر لب

جان عالم ز ماتم از این غم نشسته بر لب

[ حسن حسینخانی ]
جان عالم ز ماتم، از این غم، نشسته بر لب
(تا‌ که وا شد، به خاک قدومِ بلاها زینب) 2

(در وسطِ آل هاشم با کمکِ عون و قاسم) 2
(شده برپا چه خیامی، چه شکوهی، یاالله) 2
همه دورو برِ زینب، زده حلقه، در صحرا

(کرب وبلا، واویلا واویلا واویلا)

(تا که زینب، نگاهش، به چشمِ برادر افتاد) 2
(گویی یک دم، ز آهِ جدایی، شکست و جان داد) 2

با دل پر شوره خواهر، گفت سخنی با برادر
چه کنم گر، که جدا از، تو شوم ای امیدم؟
تو ببین این، دل زارم، که چگونه پاشیدم
****
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب
باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب
****
(تو چنان جانی که از تن می‌روی) ۲
اولین بار است تو بی من می‌روی

(ای برادر تند می‌رانی فَرَس) ۲
(صبر کن، زینب فتاده از نفس) ۲

پربازدید‌ترین‌های نوحه حسن حسینخانی ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های نوحه ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسن حسینخانی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد