نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(اینجا کجاست ای نازنین دلشوره دارم پامو گذاشتم تا زمین دلشوره دارم) 2 گفتی مهمونی بیشتر از ماها خودت زار و دل خونی با پریشونی حق بده اینقدر میگم اینجا میمونیم حالم بده قلبم داره میگیره اینجا تا چشم کار میکنه کویره طفل رباب از تشنگی میمیره (واویلتا واویلتا آه و واویلا) یه کاری کن بیشتر نشه قلب من هراسون (اگه میشه خیمه نزن تو این بیابون) 2 زیر آفتابم تعبیر میشه اینجا آخرش خوابم من که بیتابم خواب دیدم گفتی تو گودال تشنهی آبم حسین بدون تو خونه خرابم سکوت نکن سکوت که نیست جوابم پاشو بریم بیشتر نده عذابم (واویلتا واویلتا آه و واویلا) بیشتر باشیم کنار هم این قرارمونه (اینجا چی میاد به سرم خدا میدونه) 2 روزگارها آخر انگاری میگیره تو رو از منِ خواهر با چشای تر اینجا میبینم تو رو با تن بیسر تنهام نذار داداش مهربونم با من بمون دردوبلات به جونم تو میری و با دخترت میمونم (واویلتا واویلتا آه و واویلا) کم کم صدای قافله دارد میآید از آن طرف هم هلهله دارد میآید آخر سنان بهر سله دارد میآید آه ای رباب، حرمله دارد میآید خیری ندیدی ای رباب از زندگانی (شیرش بده این بچه را تا میتوانی) ۲ من را برم گردان عزیزم جان مادر بوی جدایی میدهد اینجا خواهر ای زینت دوش نبی جان پیمبر (پس لااقل انگشترت را دربیاور) ۲ چشمش گرفته ساربان انگشترت را حتی النگو، گوشواره دخترت را (واویلتا واویلتا آه و واویلا) میترسم اینکه پیش من از پا بیفتی تشنه کنار موج این دریا بیفتی با زور تیغ و نیزه و سنگی بیفتی یا گوشهی گودال این صحرا بیفتی دیدم خودم که کربلا گودال دارد (اینجا که آوردی مرا گودال دارد) 2 طفل سه ساله جا در این صحرا ندارد باور بکن که طاقت گرما ندارد یا طاقت آزار اینها رو ندارد طفل یتیمی که اگه بابا ندارد باشد که اگر آن دخترک یک نازدانه اصلاً نباید زد به طفلی تازیانه (واویلتا واویلتا آه و واویلا)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد