نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کاروانِ عزا، سُلالهی مرتضی بین دست و نشان، عنان حکم و قضا با دلی مبتلا آمدن کربلا وا حسینا، وا حسینا خواهری بیدل است میان یک مَحمل است رحلِ قرآنِ او پای ابوفاضل است گرچه شد خونجگر، شد پیاده دگر وا حسینا، وا حسینا دلخوشی شد سراب، امان از این پیچ و تاب نگرانند همه برای طفل رباب رُدَّنا رُدَّنا، حرمِ جَدَّنا وا حسینا، وا حسینا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد