نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جانِ عالم بر لب آمد تا هلالِ امشب آمد کربلا چشمِ تو روشن زینب آمد میزبانی تو از امشب خیمهی شهر را خون نکن ای کربلا آخر در این صحرا بر دلِ زهرا زخمِ هجرانِ تو و جانِ زینب داغِ سوزان تو و جانِ زینب (کربلا جانِ تو و جانِ زینب)۳ زینبت گشته پریشان از برای تو حسین جان میدهد بوی جدایی این بیابان یا ابوفاضل ببین دل در دلِ من نیست این بیابان جای دختر بچه اصلاً نیست جای ماندن نیست کربلا شد منزلم یا اباالفضل شد قیامت در دلم یا اباالفضل (ای پناهِ مَحمِلم یا اباالفضل)۳ اشک غم از دیده جاری داغ بر دل میگذاری دستِ که اهلِ حرم را میسپاری؟ روزگارم را ببین دارم چه اقبالی زینبت باید ببیند با چه احوالی بین گودالی بر سرِ نیزه سرت، ای حسین جان قطعه قطعه پیکرت، ای حسین جان دست بسته خواهرت، ای حسین جان کربلا جان تو و جانِ زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد