نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بر پا کنید خیمهی ماتم شروع شد ماه عزای شاهِ دو عالم شروع شد حسرت به خاکِ سردِ مزاری نبردیم شکر خدا که قبل محرم نمردیم احیای خشکسالی چشم است با حسین صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین وقتی کتیبههای تو را نصب میکنیم خیری به قدر حج خدا کسب میکنیم برگشتهایم چشم به عفو تو داشتیم حُرّیمو چکمه بر سر شانه گذاشتیم خاکم ولی مثل حبیب خود بغلم کن حسین جان امروز که در دل هیئت نشستهایم مدیون لطف مادر....... خونه خرابم کردی دق دادی این همه نوکرو تا دوباره برگردی سلام شب اول محرم از نگرونی مردم، نمیومدی آرزومو باید به گور میبردم سلام شب اول محرم ترس از نرسیدن بغض تو گلوم شد ممنون حسینیم دلشوره تموم شد سلام پرچما، سلام نوکرا یعنی میشه که اربعین بگیم سلام کربلا سیر و سلوک من شده آواره بودن بیچاره بودن با وجود چاره بودن هرکَس کسی دارد ولیکن من ندارم کاری به جز زانو بغل کردن ندارم من دوست دارم کوچهگردِ شب شدن را شب تا سحر دلواپس زینب شدن را رفتم اما یک نفر دور و برم بود آن یک نفرم سایهی گشت سرم بود گشتم ولی این شهر پروانه ندارد انگار جز طوعه کسی خانه ندارد این شهر بیدرد است، یک زن اهل درد است طوعه پناهم داد خیلی طوعه مرد است این عاقبت من که عزیز آمده بودم ای کاش در این شهر کسی زار نیاید من مَردم و غم نیست اگر کوچه نشینم ای کاش که ناموس تو بازار نیاید چه مردم نامهربانی داشت کوفه ای کاش ده تا مثل هانی داشت کوفه در کوفه دیگر حرمت مهمان شکسته این چند روزه آنقدر دندان شکسته هر بار امروز جان دادم اگر جانت سلامت دندان من افتاد، دندانت سلامت اینجا وفا دارد وفاهای دروغی بازار هم دارد چه بازار شلوغی بازار دنبال وفا رفتن، جفا داشت اما خداراشکر دیدم بوریا داشت از بام نه از چشمشان افتادم آخر دیدی چه کاری دست زینب دادم آخر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد