تاوان بگیر از ما

تاوان بگیر از ما

[ مجتبی رمضانی ]
تاوان بگیر از ما ولی در این زمان نه
ما را به ماهت میهمان کن امتحان نه

با هر چه می‌خواهی بزن اما عزیزم
با دوری از روضه و گریه‌کن‌ها نه

جان جوانت رحم کن بر ما جوانان
بسپار ما را دست اکبر، این و آن نه

هر چهار فصل سال ما ابرِ بهاریم
اندازه‌ی ما گریه کرده آسمان، نه

سر قفلیِ چشم مرا دست تو دادند
سرمایه‌ای جز اشک دارد این دُکان، نه

صدبار حاجات خودم را عرضه کردم
یک‌بار هم شنیدم از این آستان، نه

مثل حبیب و جُون و عابس پای عشقت
ای کاش با جانم بمانم با زبان، نه

از من کماکان التماس مرقد تو
از تو جواب التماسم همچنان، نه

هرکس که آمد قتلگاهت زود برگشت
شمر و سنان رفتند اما ساربان، نه

جوری تو را می‌زد که آخر خواهرت گفت:
با خیزران بر ما بزن بر آن دهان، نه

بعد از تو زینب پیر شد از بس ربابت
با گریه می‌گفت آب و نان نه، سایبان نه

مردم همه‌ی خاطرات من درد است
زندگی و حیات من درد است

دفترم که دوات من درد است
تا قیامت بساط من درد است

آفـتـاب غمم غـروب نداشت
عمر من لحظه‌های خوب نداشت

من خودم مشک پاره را دیدم
گلوی شیرخواره را دیدم

غارت گاهواره را دیدم
تن روی قناره را دیدم

ارباً ارباًی اکبر آبم کرد
زخم پهلوی او کبابم کرد

من خودم قتل شاه را دیدم
خیمه‌ی بی‌سپاه را دیدم
عمّه‌ی بی‌پناه را دیدم
من خودم قتلگاه را دیدم

پدرم را اسیر دیدم
روزها را تمام شب دیدم
گریه‌های رباب را دیدم
ناقه‌ی بی‌رکاب را دیدم

کُلّ بزم شراب را دیدم
مَحمِل بی‌حجاب را دیدم

در دلم زخم‌های دشنام است
قاتل من خرابه‌ی شام است

نمی‌دونم دلم دیوونه کیست
کجا می‌گردد در خونه‌ی کیست

پربازدید ترین شعر روضه مجتبی رمضانی محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین مجتبی رمضانی

نظرات