
غم خانهی تو سرای خوبیست ملک تو عجب بنای خوبیست بیمار محرّمیم ارباب بیماریَت ابتلای خوبیست دم کردهی تو دم مسیحاست این چایی تو دوای خوبیست با گریهی بر تو کیف کردیم در سعی غمت صفای خوبیست بر سر در عرش پرچم توست از بس که لِوا، لِوای خوبیست ربّی که گِل تو را سرشته فهمانده به ما خدای خوبیست گفتند: حسین، قلب ما ریخت عشق تو چه ماجرای خوبیست گفتیم که جون خانه زادیم گفتند که ادعای خوبیست در کرب و بلا بدی ندیدیم والله قسم که جای خوبیست معراج تو زیر دست و پا بود گودال کجا حرای خوبیست؟ بالای سر تو کشمکش بود بر شانهی تو عبای خوبیست هر چند که بوریا کفن نیست امّا پیراهن بی ریای خوبیست