نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هرچه خواهی را بگیر از ما ولی غم را نگیر
غم دوای دردهای ماست مرهم را نگیر
صد بلا رد میشود با قطره اشکی بر حسین
پس خدایا در بلاها اشک نمنم را نگیر
یازده ماه است تنها دعای ما شده
ای خدا از عاشقان ماه محرم را منگیر
بیرقت را سالها در دستهها برداشتیم
یا حسین از دست ما امسال پرچم را نگیر
گریه بین روضههای دست جمعی بهتر است
نعمت این گریه کردنهای با هم را نگیر
در لباس رزم با کفار خونم را بریز
در میان رختخواب مرگ جانم را نگیر
* * * *
مُستَجابُ الدَعوِه ای اَمَّن یجیب کربلا
پس چرا دیر آمدی عشقم طبیب کربلا
عذرخواهی میکنم زحمت کشیدی ماه من
بیشتر خاکی شدی خَدُّ التَریب کربلا
آنقدر شادم نشد شانه به موهایم زنم
شانهی من گم شده شَیبُ الخَضیب کربلا
چیزی اینجا نیست که این سفرهام رنگین شود
پُر شده ویرانهام از عطر سیب کربلا
شام خوردی یا نه چون من هم گرسنه ماندهام
من غریب شهر شامم، تو غریب کربلا0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد