
آفتاب روزها و ماه شب شو با حسین فارغ از اُجب و ریا، کبر و غضب شو، با حسین کربلایی، مُفت خود را دست این و آن نده دستچین مادرش شو، منتخب شو، با حسین سیلی بابا، زِ لبخند غریبه بهتر است هر گناهی هم اگر کردی، ادب شو با حسین حسین جان... اسم و رسمت را نمیخواهد، خودت را میخرد کار با دینت ندارد، پس وهب شو با حسین از حسین غیر از خودش چیزی بخواهی، باختی قید دنیا را بزن،اهل طلب شو با حسین کعبه یک سنگ نشان بوده، خدا در کربلاست دور شش گوشه برو، حاجی رب شو با حسین چند ساعتهم اگر شد، لب به آب آنجا نزن کربلا وقتی رسیدی، تشنه لب شو با حسین بی حسین، اعمال خوب ما وبال گردن است عامل هر واجب و هر مستحب شو با حسین رهبر نهضت ما گفت، حسین عشق من است پیش اشرار دَغا گفت، حسین عشق من است گشت تبعید، زمین خورد ولی ناله نکرد باز برخاست به پا گفت، حسین عشق من است زان دمی که عدم جنبش حق را برداشت حضرت روح خدا گفت، حسین عشق من است