نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیسر و سامانم ای محبوب سامانم بده تو سر و سامان به این حال پریشانم بده این رجب هم آمد و آدم نشد این نوکرت لطف کن این روزها قلبِ پشیمانم بده قبل مُردن پاک کن من را و بعداً خاک کن حُسن پایانم تو باش و حُسن پایانم بده آبرویی نیست اما آرزو که عیب نیست پاک کن قلب مرا و قلبِ سلمانم بده این گناه افتاده به جانم نجاتم میدهی؟ چشمِ پاکی مثل چشمان شهیدانم بده زود میلرزد دلم وقت گناه و معصیت یا اباصالح خودت قوّت به ایمانم بده از کنار اسم تو ساده گذشتم عفو کن با همین یابنالحسن، چشمانِ گریانم بده من همیشه روزیِ اشک فراوان خواستم لطف کن در روضهها اشکِ فراوانم بده خواهشِ این نوکرانت چیست غیر از کربلا روزیام را تا درِ این خانه مهمانم بده یک زیارت لطف کن من را ببَر با خود حرم در حرم روضه بخوان، ذکرِ حسین جانم بده با سلام روضهات بر جان ما آتش بزن السّلام ای کشتهی دور از وطن، ای بیکفن **** میخواست جان سپارد و جانی دگر نداشت هنگام کوچ بود ولی بال و پَر نداشت افتاده بود روی زمین و آه میکشید جز اشک یار و همدمی آخر به بر نداشت یاد دَمی که در پی مَرکب دویده بود با نالهای که در دشمن اثر نداشت یاد دَمی که قبر خودش را نظاره کرد با ظالمی که شرم از آن خونجگر نداشت میریخت اشک و نوحهی گودال میسرود از خواهری غریب و حسینی که سر نداشت از دختری که بعد عمو در مسیر شام دیگر به غیر زجر و سنان همسفر نداشت **** راحت بخواب جونم، جات خوبه رو شونهم خرابه گودال نیست روضه نمیخونم نازت میکنم برعکس شمر، بر عکس سنان نازت میکنم جای همه حتی خیزران نازی محاسن خونی، نازی پیشونی شکسته نازی موهای پریشون، نازی بابای خسته دلم رو سوزوندن عمّه رو رنجوندن سرت رو با نیزه تو شهرا چرخوندن نازت میکنم مثل راهب با چشم خونبار نازت میکنم جای خولی جای نیزهدار نازی رگای بریده، نازی لبای پُر از خون نازی بگو دندونات چی شد باباجون؟ یه مَرده رو دیدم اونقده ترسیدم داد زد سرم بابا تا صبح میلرزیدم نازم میکنی؟ برعکس زجر برعکس طناب نازم میکنی که یادم بره اون بزم شراب نازم با موهای سوخته، نازم با قدّ خمیده دختر به سنّ من آخه مگه مو سفیده؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد