تصویر علی اکبر زادفرج - انکار خدای ازلی نتوان کرد

انکار خدای ازلی نتوان کرد

[ علی اکبر زادفرج ]
انکارِ خدایِ ازلی نتوان کرد 
تفریقِ پیمبر از ولی نتوان کرد 

ماتم که علی را به چه تشبیه کنم 
تشبیهِ علی به جز علی نتوان کرد

نشسته‌ای سَرِ سجاده، روبه‌رویِ خودت 
که خویش را بنشانی به گفتوگویِ خودت  

شنیده‌ام که از کعبه آمدی بیرون 
به جست و جویِ که بودی؟! 
به جست و جویِ خودت

گشودنِ درِ خیبر نیست که تو 
گشوده‌ای درِ معراج را به رویِ خودت 

هرآن زمان که رسول از حَرایِ وحی آمد 
نفس‌نفس به مشامت رسید بویِ خودت

نظامِ رزم بهم می‌خورد که دشمنِ تو 
فرار می‌کند از دستِ تو به سویِ خودت 

تمامِ غصه‌یِ تاریخ را نهان کردی 
شبیهِ بغضِ گره خورده در گلویِ خودت 

برایِ آنکه بدانی چه کرده‌ای با ما 
بنوش جرعه‌ای ای دوست از سبویِ خودت 

سیاهِ زُلفِ تو شد، لَیلَةُ‌الرَغائِبِ ما 
ای آرزویِ بشر چیست، آرزویِ خودت 

یا علی و یا علی و یا علی 
مستِ تَوَلایِ توام یا علی 

خاکِ کَفِ پایِ توام یا علی 
یا علی و یا علی و یا علی 

من همان یاکریمِ دامِ شما 
جبرئیلِ قدیمِ بامِ شما 

صبحِ روزِ نخست خواندمتان
چقدر آشناست نامِ شما 

صبحِ روزِ ازل، حوالیِ نور 
سجده کردیم بر کدامِ شما 

من حلالم بُوَد حلالِ شما 
من حرامم بُوَد حرامِ شما 

چهارده قرن دستِ هیچ‌کسی
دل ندادم به احترامِ شما 

به شما ساحلِ کَرَم گفتند 
و به ما سائلِ حرم گفتند

پَرِ من بال و بالِ من پَر شد 
پر و بالی زدم کبوتر شد 

به نفس‌هایِ حضرتِ زهرا 
حالمان خوب بود، بهتر شد 

سحرِ پنجمِ عبادت بود 
کوچه‌هایِ خدا مُنَوَر شد 

مردی از سمتِ ابرهایِ دعا 
آمد و خشکیِ دلم تَر شد 

آمد و با خودش کتاب آورد 
او امام آمد و پیمبر شد 

مردی از سمتِ آفتاب آمد 
با مفاتیحِ مستجاب آمد 
 
آمده تا مرا تکان بدهد 
چشمِ گریان به این و آن بدهد 

آمده رویِ پشتِ بامِ سحر 
با صدایِ خدا اذان بدهد 

آمده بشکند قفس‌ها را 
بالِ ما را به آسمان بدهد  

با خودش نورِ مصحف آورده 
تا خدا را به ما نشان بدهد 

به نگاهش دخیل می‌بندیم 
تا مناجات یادمان بدهد 

ای مناجات، ای مسیرِ سبزِ نجات 
بر مناجات کردنت صلوات 

ای مناجات، ای نسیمِ دعا 
راهِ نزدیکِ ما به سمتِ خدا 

ای که دریاست پیشِ تو قطره 
قطره با اِلتِفاتِ تو دریا 

نذرِ سجاده‌یِ محرم بود 
چهارمین رکعتِ نَوافِلِ ما 

ای امامِ علیِ دومِ ما
ای امامِ چهارمِ دنیا 

از تو بویِ نماز می‌آید 
بویِ راز و نیاز می‌آید 

مادرِ تو نگینِ حُجب و حیاست 
شَرَفُ‌الشَمسِ سَیِدُ‌الشُهَداست 

مایه‌یِ آبرویِ ایران است 
افتخارِ همیشه‌ام به شماست 

از تو و مادرِ تو این دلِ ما 
عاشقِ خانواده‌یِ زهراست

یک سفر پیشِ ما نمی‌آیی؟!
وطنِ مادریِ تو اینجاست 

تو عجم‌زاده‌ای، تو فامیلی 
پس حرم‌سازی‌ات به گردنِ ماست 

بی تو سجاده‌ای اگر هم بود 
فرشِ رسواییِ دو عالَم بود 

خطبه‌هایِ گلویِ زخمیِ تو 
انعکاسِ غروبِ ماتم بود 

تو اگر خطبه‌‌ای نمی‌خواندی 
خانه‌هامان بدونِ پرچم بود 

تو اگر روضه‌ای نمی‌خواندی 
سال‌هامان سال‌هایِ بی‌محرم بود 

از تو داریم فصلِ ماتم را 
ده شبِ گریه‌یِ محرم را 

احترامِ تو را سلام نبود 
حقِ تو کوچه‌هایِ شام نبود 

حقِ آئینه‌ها شکستن نیست 
گیرم این آینه امام نبود 

هیچ جایی برایِ حالِ شما 
بدتر از مجلسِ حرام نبود 

گریه کردی، صدا زدی ای کاش 
هیچ سنگی به رویِ بام نبود 

کاش مادر مرا نمی‌زائید 
من امامم، خرابه جام نبود 

دست و پایم بسته بود 
و عمه‌ام را می‌زدند

رَبِّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّد، مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد ...

از مدینه سر زده، آیینه‌یِ اَنوارِ داور 
زاده‌یِ اَصلابِ شامِخه و اَرحامِ مُطَهَر 

درودِ کعبه بر عِبادُ‌الصالِحین 
سلامِ سجده بر اِمامُ‌الساجِدین

علی اِبنِ الحُسِین ...

رَبِّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّد، مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد ...

قبرِ ویرانِ شما شد کعبه‌یِ هر قلبِ آگاه 
وَ مَنِ اعْتَصَم بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللّه

تویی جانِ نماز، تویی روحِ قیام 
به جسمِ تو درود، به جانِ تو سلام 

علی اِبنِ الحُسِین ...
رَبِّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّد، مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد ...

من اگر ایرانی‌ام تنها مُباهاتم همین است
که از ایران مادرِ والایِ زِینُ‌العابِدین است 

بُوَد لطفِ خدا، وِلای اهلِ بیت 
سر و جانم شود، فدایِ اهلِ بیت 

علی اِبنِ الحُسِین ...
رَبِّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّد، مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد ...

علی مولا مدد، علی مولا مدد ...

علی علیم و علی عالِم و علی اعلم 
علی ولی و علی والی و علی والاست 

علی حقیقتِ روح و تمامِ عالَم جسم 
علی سفینه‌یِ نوح و همه جهان دریاست 

علی‌ست حج و علی کعبه و علی زمزم 
علی صفا و علی مروه و علی مَسعیٰ است 

علی به قولِ پیمبر درِ مدینه‌یِ علم 
ز در درآی که راهِ خطا همیشه خطاست 

به آن نَبی که علی را وصیِ خود فرمود 
به آن نُبی که تمامش ثنایِ آن مولاست

صواب نیست، صوابی که بی وِلایِ علی‌ست 
نماز نیست، نمازی که بی علی برپاست 

شکسته باد دهانی که بی علی باز است 
بریده باد زبانی که بی علی گویاست 

به آیه آیه‌یِ قرآن، به حقِ پیغمبر 
که راهِ غیرِ علی مرگ و نیستی و فناست 

اگر تمامِ خَلایق جدا شوند از او 
خدا گواست که راهِ تمامِ خَلق خطاست 
 
من و جدا شدن از مرتضیٰ خدا نکند 
که هرکه گشت جدا از علی، جدا ز خداست 

مرا به روزِ قیامت، به خُلد کاری نیست 
بهشتِ من همه در صورتِ علی پیداست 

کَنَنده‌یِ دَرِ خیبر بُوَد وصیِ رسول 
نه آنکه کرد فرار از جهاد، عقل کجاست 

کسی که جایِ نبی خُفت، جانشینِ نبی‌ست
نه آنکه راحتیِ جانِ خویش را می‌خواست

چگونه قاتلِ زهرا امامِ خَلق شود 
مدینه مُرد، شرف نیست، یا علی تنهاست 

چگونه مهر بورزم به آن ستم‌گستر 
که دودِ آتشِ او دورِ خانه‌یِ زهراست

دهان وا می‌کنم انگار گوهر می‌زند بیرون 
در آن ساعت کزآن اوصافِ حیدر می‌زند بیرون 

تخیل می‌کنم حولِ علی، سر می‌رود بالا
قلم در دست می‌گیرم، غزل پر می‌زند بیرون

کدامین شاه را سفره است از نان و نمک تنها
که با صد وصله بر نعلین از در می‌زند بیرون 

به مسجد گر برایِ خطبه خواندن پای بگذارد 
ز مسجد کِل‌کِشان از شوق، منبر می‌زند بیرون 

علی آمد به قصدِ فتح، قربانِ قدم‌هایش
به استقبالِ او در خود ز خیبر می‌زند بیرون 

علی قصدِ شفاعت گر کند در روزِ رستاخیز 
صدایِ من، منِ شیطان ز محشر می‌زند بیرون 

مرا با اوست وقتِ جان سپردن وعده‌یِ دیدار 
بیاید روحم از شادی ز پیکر می‌زند بیرون 

ای که گفتی فَمَن یَمُت یَرَنی 
جان فدایِ کلامِ دلجویت 

کاش روزی هزار مرتبه من 
مُردَمی تا بِدیدَمی رویت 

علی مولا مدد، علی مولا مدد ...

رَبِّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّد، مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد ...

علی حیدر مدد، علی حیدر مدد ...

خورشید پیشِ گنبدِ این شاه زرد نیست
هرکس که خاکِ پایِ علی نیست، مرد نیست 

یک شب میانِ صحنِ نجف داد می‌زنم 
گشتم نبود بهتر از اینجا، نگرد نیست 

یا حیدر، یا علی مولا ...

عصا سلاحِ کَلیم است، نِی سلاحِ علی 
علی به روزِ حوادث عصا نمی‌گیرد

عصایِ فتحِ یدالله ذکرِ یازهراست
بدونِ فاطمه فیض از خدا نمی‌گیرد

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های علی اکبر زادفرج

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد