از درد خونه تازه روان شد به روی خاک

از درد خونه تازه روان شد به روی خاک

[ حسن حسینخانی ]
از درد خونه تازه روان شد به روی خاک
از بس كه با غلاف به پهلوي در زدند

هر قدر گفت دختر پيغمبرم نزن
از بغض و کینه فاطمه را بيشتر زدند

اين جايِ دست‌هاي فلاني فقط نبود
اين نقش را مُسَلَّمِ چندين نفر زدند

ديدند كه با تو راه به جايي نمي‌بَرَند
نزديكتر شدند و سرت را به در زدند

زهرا نبود آنكه بيافتد به روي خاک
سيلي به صورتِ زن من بي‌خبر زدند

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حسن حسینخانی فاطمیه(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حسن حسینخانی

نظرات