
یادگار حسنم، در دل وادی غم غرق خون گشته تنم زین همه ظلم و ستم شدهام در رَه عشق تو فدا یا مولا دست من در رَه تو گشته جدا یا مولا (یا حَبیبی حسین )۴ اَنَا مَجنونُ الحسین... من صدای غربتت، یا عمو بشنیدم رخ پُر خون تو را، یا عمو جان دیدم دست من شد سپر چهرهی خونین عمو داغ من میزند آتش دل غمگین عمو اَنَا مجنونُ الحسین... باغبان بیکس و من، نوگلی نشکفته شیر عشق و غمش به دلِ بنهفته دست ببریده چو گلبرگ گلی پرپر شد باغبان غرق به خون لالهای احمر شد اَنَا مجنونُ الحسین... ساقی عشق منی، اِی حبیب اولیا از چه خونین بدنی، اندر این دشت بلا به فدای رخ پر خون عمو شد جانم عاقبت غرق به خون به سینهاش مهمانم