عمّه راضی نشو آروم بمونم نگو خیمه بمون من نمیتونم ته گودال قتلگاه نگاه کن قاتل افتاد به جونِ عمو جونم دیدی آخرش عمّه ریختن رو سرش عمّه پیش مادرش عمّه وای وای وای پاشید پیکرش عمّه اما بدترش عمّه وای از حنجرش عمّه وای وای وای (وای عموم غریبه) 4 مارو توی دل کویر آوردن این همه نیزه و شمشیر آوردن چقدر جمعیّت دور یه گودال عمو جونم رو تنها گیر آوردن شاه بیسپاه ای وای چکمهی سیاه ای وای خنجرو نگاه ای وای وای وای وای بعد از قتلگاه ای وای میافتن به راه ای وای سمت خیمه گاه ای وای وای وای وای (وای عموم غریبه) 4 دور تا دورم همه نیزه به دستن با لگد استخونامو شکستن خیلی سخته برام زنده بمونم ببینم دستای عمّهمو بستن به دستت طناب ای داد محمل بیرکاب ای داد گریهی رباب ای داد وای وای وای میکِشم عذاب ای داد شام و اضطراب ای داد مجلس شراب ای داد وای وای وای (وای عموم غریبه) 4