
فرزند شیر جمل عبداللهم من معنی خیرالعنل عبداللهم من مثل بابایم حسن شاه کرامت در وفا ضرب المثل عبدالله من عبداللهم من شیر دلاور عبداللهم وارث حیدر بهر اربابم همچون اباالفضل میدهم سر من در رَه دلبر عبدالله اِبنِ الحسن غیرت من هاشمی از این تبار است اشتیاقم در شهادت بیشمار است گرچه در دستم نباشد تیغ بُرّان دست من در راه مولا ذوالفقار است عشقِ حسینه حَیُّ مَماتم شور مُحرم از برکاتم رَجَز رَزمم ذکر حسن جان بر سینهزنها باب نجاتم عبدالله اِبنِ الحسن خون من تفسیر ایثار و شهادت پیش من زانو زده صبر و شجاعت جاری است خون حسن در این رگ من با همین سن کمم کردم قیامت جام وِلا در کلّ وجودم عشق اباالفضل بود و نبودم بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی روی حسینم ای اَجل مهلت بده