نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از غم غربتت، سوزم از محنتت دست من چون سپر، گشته بر صورتت (ای همه هست من، شد جدا دست من)۲ سینهی خستهات قتلگاهم شده روی آغوش تو جانپناهم شده (عمو حسین عمو حسین)۳ (وا غربتا )۳وا عماه قنچهای پرپرم پیرو اصغرم کشتهی عشق تو چون علی اکبرم ای همه هست من، شد جدا دست من)۳ در بَرت اِی جانان گشتهام خون چکان خون دلهای من شد ز دستم روان من غلام توام مست جام توام جرعه نوشان مرا تشنهکام توام (ای همه هست من، شد جدا دست من)۴ ای نیازم حسین سوز و سازم حسین غرق خون در برت در نمازم حسین دل به داغت نشست عهد خونین ببست دست من چون عمو شد ز داغت شکست (وا غربتا)۳ وا عمّاه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد