
(یا وَلَدی، چه کُنَم پا نَکِشی بَر زمین زِگیسویَت میچِکَد خون سَرَت بر جَبین)۲ (واویلا، چه کُنَم با بَدَنَت واویلا، عِرباً عِربا شُدَنَت واویلا، با جراحات تَنَت)۲ یا وَلَدی، خون بریزد زِسَر و روی تو با چه دلی کی زده نیزه به پهلوی تو واویلا، خون نِمودی جِگَرَم واویلا، با عَبا تا به حَرَم واویلا، پِیکَرَت را بِبَرَم یا وَلَدی، خیز و زانو زَدَنَم را ببین دو دیده را وا کُن و خَم شدنم را ببین واویلا، چه کسی چیده گلم واویلا، زده آتش به دلم واویلا، کرده از تو خِجِلَم دنبالِ صدای دِلبَرَم اُفتادَم با سَر به کنارِ اَکبَرَم اُفتادَم تا پهلوی نیزه خوردهاَش را دیدم یک باره به یادِ مادرم اُفتادم