نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شامیا بَدَن، بابا بابا بابا آخه عمّه رو زدن، بابا بابا بابا چشمام اگه میبینی کبوده زیر سر بازار یهوده اَمون از آزارش طناب به دست شدیم گرفتارش اَمون از آزارش خراب بمونه شام و بازارش من نازپرورده بودم، عذاب ندیده بودم عمّه میگفت تا حالا شراب ندیده بودم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد