تو آن على مجاهد، تو آن على امامى

تو آن على مجاهد، تو آن على امامى

[ ابوذر بیوکافی ]
تو آن علی مجاهد، تو آن علی امامی
امام کرببلایی، امام کوفه و شامی

فراز منبر و مسجد، بخوان به لحن حجازی
چه منطقی چه بیانی، چه خطبه‌ای چه کلامی

الحق که وارث پیمبری
الحق که اقتدار حیدری

الحق  که یک حسین دیگری
دلاوری دلاوری دلاوری

 یابن مکة و منا
یابن زمزم و صفا

تو آن حماسه‌ای صبری
تو آن شکوه جهادی

تویی که ذوالصفناتی
تویی که ذکر عبادی

به وقت فتنه‌ی صفین
اذان دشمن توحید

همین که خواست بگوید
ندای حیدری دادی

الله اکبر، چه قیامتی
الله اکبر، چه کرامتی 
الله اکبر، چه رشادتی

چه همتی چه غیرتی چه عزتی

یابن مکة و منا
یابن زمزم و صفا

نرفته‌ای به اسارت
که دشمن تو اسیر شد

اسیر بود و اسیر ماند
ذلیل و خوار و حقیر شد

به مسجد اُمَوی‌ها
نیابت علوی‌ها
به خط خون تو نوشتی
حسین به شام امیر شد

ای روح دعا و نور نشأتین
با لشکر دعا و اشک هر دو عین

پیچید صدای ما به هر دو عالمین
حسین حسین حسین حسین 

یا اباعبدالله...

نظرات

عالی