
(دلتنگی وقتی گُر گرفت میدونی قدر زیارتو میفهمن بقیع رفتهها (معنای اوج غربتو) ۲)۲ زیارت قبول حاجی، بگو رفتی کنار بقیع یا نه؟ زیارت قبول حاجی، نشسته روت غبار بقیع یا نه؟ زیارت قبول دیدی, چه دلگیرِ (مزار بقیع یا نه؟) ۲ (مشهد امام رضا گریه میکنه برا بقیع هر غروب سامرا گریه میکنه برا بقیع شهر قم شهر نجف گریه میکنن برا بقیع حتی شهر کربلا گریه میکنه برا بقیع) ۲ آه واویلا، واویلا ... (وقتی میبینم ظرف آب، اشک چشمام جاری میشه تا میافتم یاد رباب (زخم قلبم کاری میشه) ۲)۲ چهل سال گریونم، پریشونم، عزادار عاشورام پر از ناله و آهم، که میبارن شب و روز دو تا چشمام که رو خاک صحرا موند، زیر آفتاب،(تن بیسر بابا) ۳ هر نفس با اشک و آه گریه میکنم برا حسین یاد داغِ قتلگاه، گریه میکنم برا حسین (یاد مجلس شراب، گریه میکنم برا رباب) ۲ یاد اون بزم گناه،(گریه میکنم برا حسین) ۲ آه واویلا، واویلا ... سنگینِ داغ کربلا، سنگینه اما (نامفهوم) وقتی حرف ناموس میشه (دلخور میشم از شهر شام) ۲ میگیرم دم روضه، رو سجادهام، برای غم زینب برا کوچه و بازار، که بییاور، تو نامحرمه زینب منو کشته اون لحظه که قرآن خوند( رو نی همدم زینب) ۲ یاد خاکسترِ باد گریه میکنم برا حسین یاد ویرونهی شام گریه میکنم برا حسین یاد داغ خواهرم گریه میکنم برا رباب یاد وضع عمهها (گریه میکنم برا حسین) ۳ آه واویلا، واویلا ...