
چشم ترم سوخت، این جگرم سوخت غروب عاشورا جلو چشام حرم سوخت تو شعله دامن رقیه خواهرم سوخت یکی میگفت عمه ببین موی سرم سوخت زنهای حرم، موندن بی پناه وای از کربلا، وای از کربلا میرفتن با اسب، توی قتلگاه وای از کربلا، وای از کربلا واویلا حسین (۳) نوحه میخونم، رو لبه جونم ستارهای نمونده تو آسمونم کاش میتوانستم تو خیمهها نمونم نشده به لبهای بابام آب برسونم از آب فرات شد محروم حسین یا مظلوم حسین(۳) واویلا حسین (۳) دیدم عذابو، شام خرابو جلو رباب به دست من میدادند آبو پخش میکردند سر من کوچه شرابو میخندند به اشک دخت ابوترابو دور ناقهها کردند ازدحام، واویلا ز شام دیدند مردم چشم عمهها، واویلا ز شام واویلا ز شام واویلا حسین