تصویر حسین سیب سرخی - کاش می شد که عمو از سفرش برگردد

کاش می شد که عمو از سفرش برگردد

[ حسین سیب سرخی ]
کاش می‌شد عمو از سفرش برگردد
یا که عمه نفسی از نظرش برگردد

یا رها کن بروم یا دعا کن شاید
 سر این سینه‌ی خونین شاید پسرش برگردد

پسرش نیست عمو هم کمرش خُردِ شده
باز کن دستم مرا تا سپرش برگردد

یا به گودال روم یا  که حرامی نزنند 
یا ربم علقمه شاید قمرش برگردد

هر کسی آمد و سهم خودش را کَنِد
چقدر سخت شده بال و پرش برگردد

تا غنیمت برسد برخودشان جار زدند
لشگری هست اگر دور و برش برگردد

هیچ کس نیست بگوید که  ؟؟ نزن
صبر کن تا نفس محتضرش برگردد

حرمله! از سه طرف راه نفس بند آمد
چه کنم جان به تن محتضرش برگردد

استعا نیست در آن گودی بلوا شده است
شمر رفت پسرش با خبرش برگردد 

حسین آه (۲)

تیرهای که فرو رفته و نشکست هنوز  
می‌کشن از بدنش، بیشترش برگردد

از همین فاصله هم می‌شنوم، می‌کوبن
کاش می‌شد سنان با تبرش برگردد

شمر با ضربه‌ی پایش، بدنش را چرخاند
می‌کشد موی سرش را که سرش برگردد 

لب او تا که بهم خورد نوک نیزه شکست
رفته از حنجره او تا جگرش برگردد

حسین(۱۰)
جان
 مصحف ماچه بهم ریختند وای عمو
 چقدر تیر نشسته به تنت وای عمو

همه‌ی رخت تو غارت نشده پار شده وای عمو
بس که یکبار با پا زدنت وای عمو

حسین جان 

آمدم تا اجازه بدهید و تا یک به یک نیزه‌ها رو  بکشم از بدنت عمو وای

جان ندادن همه بالای سرت جمع شدند 
چه شلوغ است سر پیراهنت وای عمو

آنقدر نیزه زیاد است 
نمی‌دانم چه بکشم از بدنت یا دهانت وای عمو

حسین جان

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین سیب سرخی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد